پست‌ها

پیشگویی

تصویر
  واکنش های مختلف انسان از تجربیات او ناشی می شود. اینکه انسان از دسترس یک حیوان درنده فرار کرده و یا در حمله پیش دستی می نماید خود یک نوع پیش بینی است! که در صورت عدم این پیش بینی خود را در معرض خطر و نابودی قرار خواهند داد. اما همانگونه که گفته شد این نوع پیش بینی  غیر از تجربه و یادگیری علت و منشاء دیگری ندارد. یک ریاضیدان آمریکایی به نام ویلیام کاکس تحقیقی به شرح زیر انجام داد و کوشید  کشف کند که آیا مردم واقعاً از سوار شدن به ترن هایی که اتفاقاً دچار سانحه خواهند شد ، ترسی دارند و آیا خودداری می کنند؟!   کاکس آمار مربوط به تعداد مسافرانی را که در هر ترن به هنگام سانحه بوده اند گردآوری کرد و آنرا با تعداد مسافرانی که با همان ترن  طی هر یک از هفت روز قبل از آن و نیز چهاردهمین و بیست و یکمین و بیست و هشتمین روز قبل از حادثه سفر کرده بودند ، مقایسه کرد. نتایج بدست آمده که شامل سال های متعدد کار همان ترن مشخص در همان ایستگاه مشخص می شد، نشان داد که مردم از سوار شدن به ترن های که دچار سانحه خواهند شد احتراز می کنند. همیشه تعداد مسافران واگن آسیب دیده و از خط...

فراسوی جهان فیزیکی

تصویر
در روشی که جهت شفا به کار برده می شود سه لایه ی تحتانی هاله ،‌انرژی های مورد مصرف جهان فیزیکی ، و سه نوع انرژی مصرفی جهان معنوی مورد نظر است . لایه چهارم یا کالبد اثیری که با چاکرای قلب مرتبط است ،‌معبر عبور از تمام انرژی ها از جهان به جهان دیگر است . بدین معنی که انرژی معنوی می باید از میان آتش قلب عبور کند تا به انرژی های تحتانی فیزیکی مبدل گردد و از سوئی دیگر انر ‍ ژی های فیزیکی متعلق به سه لایه ی تحتانی باید از آذر استحاله گر قلب بگذرند تا به انرژی معنوی تبدیل شوند . در روش شفای همه جانبه ، از انرژی تمامی کالبدها و چاکراهای بهره بردای نموده ،‌آنها را از قلب یا مرکز عشق عبور می دهیم . تا کنون موضوع بحث ما ، سه لایه ی تحتانی بوده اند اکثر روشهای روان درمانی ، صرفاً بر سه لایه ی تحتانی و مرکز قلب متمرکز بوده اند . همین فردی که معاینه ی چهار لایه فوقانی حوزه ی انرژی را آغاز نماید، همه چیز تغییر می یابد زیرا با گشودن حواس در سطوح بالاتر از لایه سوم، به تدریج تشخیص افراد یا موجودات فاقد کالبد فیزیکی که در آن اقلیم زندگی می کنند، میسر می گردد . در اثر مشاهدات خود و سایر روشن بینان ، این...

آکاشیک

تصویر
   واژه ی آکاشا برگرفته از زبان 5000 ساله ی سانسکریت به معنای "کتابخانه ی پنهان" است (در منابع دیگر آن را به معنای  جوهر اولیه توصیف کرده اند که به نظر شخص من صحیح تر به نظر میاید). این تالار پنهان حاوی پرونده های خلقت که  می تواند توسط مدیتیشن و رفتن به اعماق ذهن ناخودآگاه آشکار شود. به زبان مبتنی بر تکنولوژی که امروز مرسوم تر است، می توان آن را همچون نوعی شبکه ی جهان گستر درونی ( Internal World Wide Web  ) دانست که هر کسی  می تواند در آن آزادانه به اطلاعات درباره ی هر کسی یا چیزی دسترسی پیدا کند. اطلاعاتی که در آرشیو آکاشیک یافت می شود چیزی فرای یک غیب گویی ساده است. می توان آن را نگاهی به کل خط سیر ارواح و سرنوشت دانست. ما هر کدام مان به این اطلاعات دسترسی داریم چرا که هریک از ما تنگاتنگ مرتبط به کل جهانیم، اما از آنجا که ذهن ما غالباً بسیار اشتغال به مسائل دنیوی دارد ارتباط ما به این پایگاه بی نهایت داده ها قطع می شود. آکاشا واقعیت دارد؛ چیزی نیست جز ذرات بنیادی کوانتومی از حوزه ی  انرژی و امواج آگاهی که در هر چیز و هر کس در جهان موجود است. در واقع...

مدیوم و خلسه

تصویر
  دوستان زیادی از من در مورد عمل مدیوم و خلسه و یا خواب مغناطیسی سوال کردند این مقاله شاید جواب خوبی برای آگاهی ذهنی این عزیزان باشد و همچنین برای باز شدن ذهن شما دوستان می تواند کمک شایانی بکند. علماي علم روحي بين خواب مغناطيسي (هيپنوتيزم)و عمل مديوم هاي روحي (كه در ارتباط با ارواح به عنوان واسطه مورد استفاده قرار ميگيرند)فرق هايي را قايل شده اند.اگر چه هم در خواب مغناطيسي و هم در ارتباط با ارواح فرد مديوم و فرد خواب شونده.هر دو به نوعي بي حس و بي اراده و بي حركت مي شوند و تحت تاثير عامل و فاعل اين كار قرار مي گيرند ولي بين اين دو روش تفاوت هايي وجود دارد مانند: 1-درخواب مغناطيسي روح خواب شونده ازجسدش جدا نمي شود ولي در عمل مديومي روح فرد از بدنش به طور موقط جدا مي شود-البته نه به طور كامل بلكه تارهاي حياتي اثيري به بدن مديوم اتصال دارد همانطور که قبلا هم گفتم هر چاکرا انرژی هایی دارد که این انرزی ها فرد را به فیزیک متصل می کند در اصل رابط های بین فیزیک و متافیزیک هر فرد هستند. برخي نيز قائلند كه در خواب مغناطيسي عمل برون فكني روح (جدايي روح از بدن)صورت ميگيردکه البته باید بگم این...

کندابافر (رو به پایین) کنداليني (رو به بالا)

تصویر
  در اکثر نوشته های مرتبط با چاکراها به کندالینی هم اشاره شده است اما کمتر کسی از کندابافر توضیح داده یا به پرداخته طبیعی است اگر بگوئیم که انرژی ميتواند در کانال های حياتی ما در دو جهت حرکت کند. اگر با کار معنوی انرژی را در درون ذخیره و سپس به سوی بالا وبه بعدها و مراکز بالاتر ببریم، کندالینی بیدار میشود و حرکتی صعودی به طرف بالا در پیش می گیرد حرکت انرژی در جهت روبه بالا، مستلزم انجام امور معنوی و فضیلت های الهی همچون پاکدامنی، انسانیت ،عشق، نوع دوستی ،عمل درست ،عدم قضاوت، عدم تهمت، عدم اعمال ناصحیح و بی عدالتی،عدم ظلم، عدم حسادت و مقایسه، خوشحالی به خاطر دیگران و میانه روی یا اعتدال است. ولی اگر کار درونی و معنوی انجام ندهیم و اعمال ما شيطانی یا بد باشد و خویشتن دار نباشیم و دارای افکار بد و عدم بخشش و قضاوت مردم ، انرژی از اولین مرکز که چاکرای ریشه است به طرف پائین و بعدهای مادون و پست حرکت می کند، در این حالت، به این انرژی، کندابافر گفته ميشود. انرژی کندابافر زمانی بیدار میشود که انسان زندگی خود را صرف پرداختن به حالات نفسانی و گناهان اصلی ، شهوت، طمع، حسادت، خشم ، شکم پرستی ،...

هفت لایه حوزه انرژی انسان و هفت چاکرا

تصویر
    هاله انسان به صورت لایه‌لایه می‌باشد. اکثر دانشمندان متافیزیک بر اساس ادراک، تحلیل و دقت خود آنرا به هفت لایه تقسیم کردند که در انطباق با هفت چاکرای اصلی موجود در هاله می‌باشد. لایه‌های یک، سه، پنج و هفت ساختار معین دارند، ولی لایه‌های دو، چهار و شش سیالات بی‌شکل‌اند که در لابه‌لای لایه‌های فرد قرار گرفته است. هر لایه به اتفاق چاکرای مربوطه وظایف مشخصی را بر عهده دارد. هر لایه یک محدوده ارتعاشی محسوب می شود. برای رویت هر سطحی، آگاهی بیننده باید با سطح فرکانسی همان لایه، تنظیم گردد. این لایه های ساختاری فرد، قالب تمای اعضا کالبد یزیکی را در خود حمل می کند. جریانی عودی از انرژی در امتداد نخاع حرکت می کند و به بالا و پایین می رود. این جریان از بالای سر و دنبالچه عبور کرده و در کالبدهای دیگر نیز جاری می گردد. در حوزه انرژی، گردابهای مخروطی چرخانی به نام چاکرا وجود دارد که نوک مخروط آنها به جریان نیروی عودی متصل است. قسمت پهن این مخروطها در حاشیه کالبدی قرار دارد که چاکرا در آن مستقر است. در هاله هر سطح با یکی از چاکراها منطبق است، یعنی نخستین لایه با اولین چاکرا و به همین ترتی...

ارواح پاک

تصویر
  اینها ارواحی هستند که در مراحل حیات زمینی به آخرین مرتبه کمال رسیده و از هر نقص مبرا میباشند ماده کوچیکترین تاثیری در روح آنان نداشته لذا آنها در نتیجه رسیدن به این اوج کمال به خداوند نزدیکتر شده اند. هیچکدام از انسانهای زمینی نمی توانند با آنها ارتباط بگیرند مگر اینکه دارای فضائل و کمال نفسانی زیاد باشند و دلهایشان از هر ناپاکی و تعلق به ماده پاک و منزه باشد. پس از این مطالب چنین نتیجه می گیریم که شخص ارتباط گیرنده با ارواح نباید به همه پیام هائیکه از جانب ارواح میرسد تسلیم شود و به نصیحت آنها معتقد باشد بلکه باید آن پیامها را با روشنائی عقل خود بسنجد تا بتواند  درست آنها را تشخیص دهد. در آغاز پیدایش علم روحی جدید اغلب علمائی که در این باره تحقیقات میکرند اعتقادات مادی داشتند به حقایق ماوراء ماده معتقد نبودند. اما بعد از آنکه  ظواهر روحی آنها را قانع نمود، نه تنها عقیده شان عوض شد بلکه تصور کردند که برای همه ارواح فضل و امتیازی هست و باید بدون شک تابع آراء ارواح شد، در صورتیکه خود این عمل یک نوع گمراهی است زیرا ساکنان عالم غیب ( جهان ارواح ) ه...